شوخی با زرین دشتی ها

شوخی با زرین دشتی ها

!!!!!

امروز به مامانم گفتم ناهار چی داریم؟
گفت مروری بر رویدادهای هفته

يکي از ترس ناک ترين جملات دوران مدرسه ،اين بود که : "يه برگه از کيفتون بياريد بيرون...

دو چيز تو زمان مدرسه وجود داره كه هيچ لذتي به پاش نميرسه:
1-معلم نياد سر كلاس
2-يه سوال از معلم بكني جوابشو ندونه!!
خداييش لذت بالاتر از اينا سراغ داري؟؟

غم‌انگیزترین ماجرا برای تو زمان مدرسه همین قصه جدایى آدمیزاد از رخت خوابه
بخصوص اگه مجبور باشى در یک صبح سرد و بى‌روح پاییزى خونه رو ترک کنى بری مدرسه
اشک آدمو در میاره لامصب...

دوستم رفته دانشگاه کت و شلوار پوشیده که هیچ کرواتم زده. بهش میگم آخه این چه کاریه مگه چه خبره؟ میگه: بذار دخترا ازم حساب ببرن!
این رفیقه من دارم آخه؟!!

خيلي دوست داشتمم وقتي معلم داره نگاه ميكنه بدونم منظورش منم يا صندلي جلويي؟!
ولي خداييش لحظه پر استرسيه!!
(من تا مرز سكته چند بار رفتم كه ميگمااااا)

دقت کردین معیار سردی و گرمی هوای ما ایرانی ها "ها" کردنه؟ یعنی اگه ها کردیم دیدیمش هوا سرده اگه ندیدیمش سرد نیست
اخه اینم شد معیار؟
فقط موندم چرا تو جدول SI نیومده؟!

یه زمانی سر کلاس بچه ها که میخندیدن معلم محترم بهشون میفهموند که بسه دیگه .اما پارسال یه معلم داشتیم ،خودش جک میگفت، خودش تیکه میپروند، بعدش حالا نخند کی بخند!!!! تااااازه ما باید بش میفهموندیم بسه دیگه پرستیججج داشته باش مـــعـــلــــم.!!!معلم هم معلمای قدیم. معلم خوش خنده ما داشتیما. واااالا

کیا یادشونه اون موقه ها وقتی برنامه امتحانیمونو میدادن و واسه ریاضی 4 روز وقت میذاشتن کلیییییی ذوق میکردیم که حالا میترکونیمو 20 میشیم.اخر دستم روز اخر فرجه رو به زوووووور میخوندیمو می رفتیم از همه امتحانام بیشتر گند می زدیم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 19:36  توسط یاشار  | 

.....

دوم راهنمایی وقتی معلم زبان می اومد سر کلاس...

همه دانش آموزا :
Hello teacher how are u ? im fine Thank you . and you?

معلم : :| :| :| :|

کلاً خودمون جواب خودمون رو میدادیم ، معلم هم دچار خلاء مغزی میشد...

و ما هم سرشار از ذوق که عالم زبان شدیم...

***********************************************

یادتونه بچه که بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم، خجالت میکشیدیم٫

بابا مامانمون میگفتن: سلام کردى به عمو؟؟؟ ما هم مثل خر تو گل میموندیم!

یهو طرف به دروغ میگفت: بعععععله، سلامم کرد...

عاشق این ادما بودم... دمشون گرم...


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391ساعت 20:11  توسط یاشار  | 

خاطره

سلام؟

حالتون چطوره؟

ای منم بد نیستم،روزگارم بدنیست.

شماها که همش مشغول عبادتین؟و ما ول معطل؟

نــــــــــــــــــــــه غلام...

خب یکی عکسی بزارم از کسی که8ساله معلمم هست،3سال تو مدرسه و 5سال هم بیرون

خب حالا یه خاطره از جناب کربلایی فاطمی نیا بنویسم براتون:

 راهنمایی بودم 23رمضون بود غروب موقع اذون داشتم میرفتم مسجد،که کربلای در درمونگاه منو دید،ازم سوال کرد روزه ای؟؟گفتم اه ای چه حرفیه؟اختیار داری؟

گفت چند روز گرفتی؟گفتم8روز

گفت یه 3روز دیگه بگیر اگه گرفتی بهم بگو تا بهت جایزه بدم؟منم خو ادم گوشنه ی گفتم ری چشم حتما میگیرم،روز 24 و 26 و 27روزه گرفتم...

اومدم مدرسه اون روز ورزش داشتیم کربلای هم معلم ورزشمون بود:حالا میخواسم بهش بگم روم نمیشد،خلاصه دیدم داریم به اخر زنگ نزدیک میشیم که یهو برادر خنشا از راه رسید مشکل چند برابر شد،خلاصه تا قبل برادر خنشا بیا برسه به کربلای بهش گفتم،کربلای گفت حالا جایزه چی میخوای؟

منم گفتم هر چی دادین؟

فکر کنم هنوز کربلای چی که به درد من بخوره گیرش نیومده یا به فکرش نرسیده که بهم بده.....


آخــــــــــــــــب که مسجد سال های قبل حال و هوایی دیگه داشت نچ نچ نچ نچ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 4:12  توسط یاشار  | 

بازم یادش بخیر

یادش بخیر : چه روزگاری داشتیم با زاغکی که قالب پنیر برداشت و بعد آقا روباه دوران کودکی ما سرش کلاه گذاشت.

یاد روز های اول ابتدایی بخیر که تازه یاد گرفته بودیم (الف بنویسم) البته فقط( ا ) رو یاد گرفته بودیم و چقدر هم کیف می کردیم.

یاد ان دو کاجی که خارج از ده در کنار خطوط پیام روییده بودند بخیر. که فهمیدم رفقاقت یعنی چه و بی معرفتی چه سرنوشتی دار.

یادش بخیر :که مردیم و تو دلمون موند که یه زمستون تی رادیو یا تلوزیون بگه مدرسه ی حاجاباد تعطیله به علت....

یادش بخیر :وقتی ورزش داشتیم زنگ آخر شلوارمون رو میزاشتیم رو کتابامون با زیر شلواری میرفتیم خونه و مثل خر کیف میکردیم

یادش بخیر :وقتی یکی کچل میکرد میگفتیم:کچل کچل کلاچه روغن کله پاچه

یادش بخیر :آرزومون این بید که وقتی اه یکی دوستامون که تی مدرسه ی دیگه هس میپرسیدیم درستون کجاس یه درس ازمون عقب تر باشن

یادش بخیر :من و میلاد اطاعت و افشین مرادخواه وقتی از مدرسه تعطیل میشدیم محال بود زودتر از ساعت 1:30یا 2،وقتی صبح بیدیم یا 6:30یا7 وقتی عصر بودیم برسیم خونه اخه همش با سنگ بازی میکردیم تو کوچه و خیابون

یادش بخیر :هر کی میرفت سر صف قران بخونه میخواست با صوت بخونه میگفت:

بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم

یادش بخیر :ماه رمضون تخمک بنه یا چی میخوردیم معلم حواسش میشد میگفت بریزین دور بهش تعارف میکردیم میگفت روزه هستم

یادش بخیر :میگفتیم 1 2 3 اگه کسی صداش در میومد  میریختیم سرش سیری میزدیمش

یادش بخیر :آب میوه ریختن رو وایت برد برای اینکه معلم نتونه بنویسه یا وقت کلاس رو بگیریم

یادش بخیر :هماهنگی قبل از کلاس برای اذیت کردن معلم

یادش بخیر :بچه های کلاس دوم دبیرستان که با هم خیلی پایه بودیم و...

یادش بخیر :کلاس سوم راهنمایی یه موبایل k750داشتم با اون انواع و اقصام کلیپ ها تو مدرسه پر کردم

یادش بخیر :دعواهای زنگ اخر پشت مدرسه(جای فرمانداری فعلی)اوضایی داشتیما

یادش بخیر :یادش بخیر هندونه سطان شهباز هههههههههههههههه

یادش بخیر خلاصه کلا یادش بخیر

دوست دارم خاطرات گذشته رو چون من انسانی هستم خاطره باز و خاطره دوست.


+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1391ساعت 18:35  توسط یاشار  | 

is he Limp?he is Limp

ناری ناری ناری ، فرهاد و نیاری حاجی
حاجی خیلی عیونی ، حاجی سرور مونی
آها آها .

ترجمه ی کلمه ی لنگی به 8 زبان دنیا.

انگلیسی:Limp

فرانسوی:boiter

ایتالیایی:zoppicare

چینی:跛行

پرتغالی:flácido

ترکی:ləms

عربی:عرج

نروژی:halting

پس اینجوری پولدار شدی...
عجب کلکی هستی شیطون...

نتایج جست و جوی افتخارات اسیایی پرسپولیس...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 15:29  توسط یاشار  | 

« تسلیت واژه کوچکی است در این فقدان بزرگ»

« تسلیت واژه کوچکی است در این فقدان بزرگ»

 دوست و همکلاسی عزیز جناب آقای ابراهیم نصیری:

ضایعه درگذشت پدرتان را صمیمانه تسلیت می گویم و از ایزد منان خواستارم که با رحمت عظیم خود روح پاک و آزاده آن عزیز را در خلد برین میهمان رستگاران کند. باشدکه شما و همه بازماندگان در این آزمون سخت، شکیبا و استوار بر تقدیر حضرت حق تسلیم و مزین به مقام صبر جمیل شوید

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1391ساعت 5:0  توسط یاشار  | 

mosabeghe

سلام

دوستای گل چطورین؟
ای طورین؟یا او طورین؟
چه خبر؟
ای روزا چه میکنین؟
من که بیکار میگردم برای الاف نباشم؟
خب میگما
نظرتون راجع به این معلم چیه؟
بنظرتون با جارو(طی یا تی؟؟؟ ) میخواد چکار کنه؟
خنده دار ترین جمله یه کارت شارج2000تومنی جایزش هست
نظر خصوصی هم قبول نیست.

خــــــــــوب بید؟


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1391ساعت 1:40  توسط یاشار  | 

کاش همیشه....

کاش همیشه بچه بویم

تا به جای دل هایمان

همیشه سر زانوهایمان زخمی میشد....

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 17:19  توسط یاشار  | 

مسابقه جمله سازي

مــــــــــــســــــــــــــــــابــــــــــــــــــــــــــــــــــــقــــــــــــــــــــــــــــه



با اين سه تا كلمه يه جمله بسازيد و برام بفرستيد:

من

تو

دوست داشتن

پيشاپيش ازتون ممنونم

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 10:58  توسط یاشار  | 

قربان تنهایی

چه بسيار خوانده ايم از يار و دل و ناز

چه بسيار شنيده ايم از آه و سوز و گداز

قربان تنهايي، گر نباشد نيست خبري

نه از يار و دل و ناز، نه از آه و سوز گداز

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 10:54  توسط یاشار  | 

روزي كه شكستم

روزي كه شكستم سنگ نبودم،

دل بودم؛

شكستن سنگم كرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 10:48  توسط یاشار  | 

مدرسه هم بهاری بود و بز خورد

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز                    

مقایسه موقعیتهای مختلف یک دانش آموز و سریالها و فیلمهای سینمایی:

+ خروج از مدرسه:  فرار ازاردوگاه جهنمی
+ غیبت معلم:  روز فرشته
+ دعوابا مبصر کلاس:  بازی با مرگ
+ دانش آموزی که به درس صدا نشده:  لوک خوش شانس
+ ثلث سوم:  شلیک نهایی
+ سر امتحان:  چشمانم برای تو
+ پای تخته:  قتلگاه
+ نیامدن دانش آموز به مدرسه:  گریز ازمرگ
+ مدیر مدرسه:  پدرسالار
+ گذشتن ازکنار ناظم:  عبور ازمیدان مین
+ اولین کسی که به درس صدا زده می شود:  قربانی
+ نمره صفر:  دایره سرخ
+ بهانه ای برای فرار از مدرسه:  دسیسه
+ معلم ادبیات: مجنون
+ امتحان:  آتش در خرمن
+ خجل شدن دانش آموز در برابر معلم:  به رنگ صدف
+ جواب دانش آموز در برابرمعلم:  می خواهم زنده بمانم
+ دفتر مدرسه:  بازداشت گاه
+ نگاه دانش آموز به ساعت زنگ تفریح:  در پناه تو
+ زنگ تاریخ:  افسانه سلطان وشعبان
+ اخراج از مدرسه:  یکبار برای همیشه
+ وقتی به سر تخته می رود:  کمکم کن.

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز                         

مدرسه بهاری بود و بز خورد

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1391ساعت 15:55  توسط یاشار  | 

تو هوای گرم زرین اخر ترم تابستون

افتادم من 8تا درسو نفسم در نمیاد

قلب ما ضعیف اقا داره بوم بوم میزنه
...
چیه این نمره ها دادی چی میخوای از جونمون

حیرون کلاس عصروم هر چی دارم یاضی

نفسم تویی تو اقا تو با او زیر پیرنیت

میگیرم سال دیگه همه کلاسامو باتو

توکلاس ساکت میشینم درس میخونم والا

قسمت میدم به مون جون ننت جون کاکات

قربونت برم الهی قربون اون کتابات

میرمو دخیل میبندم شهدای قبرسونی

بیاو رحمی بکن به این شاگرد امروزیت

دست رو دست نکن اقا نمره ها داره میپره

مرگ ما کاری بکن لیستا رو داره میبره
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1391ساعت 23:7  توسط یاشار  | 

چند عکس از چند روز اخرین سال مدرسه

سلام بچا

امروز میخوام براتون چندتا عکس بزارم

از بچا کلاس و دوستان

بعد شما یکی انتخاب کنید تا یه خاطره ازش بگم سیری بهش بخندی

خدا وکیل عکس اول دومی نگاه کنین،تفاوت عکاسا ببینین،خودم چه قشنگ عکس گرفتم،نباشه شاهرخو بد گرفته/بعد عکس چهارمی نگاه کنین بچه ی کوچکو سر گذاشته رو شونم داره گریه میکنه...

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1391ساعت 12:54  توسط یاشار  | 

سوم تجربی بالای دفتری

سلام بچا

خوبین؟خوشین؟خوش میگزره؟هااااا


یه خاطره بگم از کلاس دین و زندگی

روز یکشنبه:

درس دین و زندگی عقب بودیم معلم دوتا کلاسا ی سوم رو با هم برد کلاس

این کلاسا بیشتر به بازی های حساس رفت و برگشت فوتبال شبیه بود

دفعه اول که رفتیم کلاس،کلاس ما رفت تو اون کلاس سوم

تو ورزشگاه ها دیدین تیم میزبان روبه رو جایگاه میشینن،این کلاسا هم

همینطور بود،ما که رفتیم تو کلاس دیدیم تموم بچا اون کلاس صندلی هاشون

بردن ته کلاس نشستن،کلاس درس شروع شد،یه5دقه معلم درس داد

اوضاع کلاس به هم ریخت،بچا دو کلاس با هم بحث میکردن،کم کم که

رفتیم جلو یعنی حدود 1ساعت که گذشت از اون ته تها یکی دو تا سنگ

پرتاب میشد جلو.....

جلسه اول تموم شد

روز دوشنبه:بچا کلاس ما که از برخورد بچا اون کلاس به شدت ناراحت

بودن،یک حمله چریکی را طراحی کردند،و با هم قرار گذاشتن هر که چه کند.

روز سه شنبه:

بچا کلاس ما زنگ استراحت که خورد طبق برنامه ریزی قبلی چند نفر

مشغول جا به جایی صندلی ها به ته کلاس شدند،افرادی هم رفتن برای

تهیه مهمات مثلا رفتن از ته مدرسه چمران سنگ ریزه و....آوردن

بچا اون کلاس اومدن تو کلاس ما،همین که معلم اومد سر کلاس انگار

سوت شروع مسابقه زدن(اگه سر کلاس ما بودین فکر میکردین واقعا مسابقه فوتباله و ما هم چندتا گل عقبیم)

بچا شروع کردن به سنگ انداختن و....(نمیشه نام ببری)

حدود 1ساعت که گذشت چندتا بچا اون کلاس بلند شدن به معلم

اعتراض کردن که این چه وضعشه،معلم هم سر در گم بعد از ربع ساعتی

به مدیر مراجعه کرد وکلاس تعطیل شد،

اینجا معلوم شد که نیرو عملیاتی کلاس ما قویه و کسی نمیتونه

کوچکترین اسیبی به ما برسونه،

اینجاش جالبه:هفته بعد قرار شد هر دو کلاس برن سر کلاس ریاضی بشینن

اینجا بود که اون کلاس قبول نمی کرد و زمانی حاضر شد بیاد سر کلاس

ما که چند شرط گذاشت.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 12:23  توسط یاشار  | 

حاج خلیل

سلام دوستان

اومدم یه چیزی بگم و برم

امروز یکی از معلم های خوب شهرمون از حج میاد

ما هم که طبق معمول دعوتیم

یعنی کنگر خورده لنگر انداخته ایم!!!!

میدونین کیه؟

ای داد نمیدونین؟

آقای میرشکاری هس دیگه منظورم حاج خلیل میرشکاری هستا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 12:19  توسط یاشار  | 

چه بگم؟

سلام دوستان گل

والله من میخوام خداحافظی کنم نمیشه؟

جنابffffffffشما کی هستی که من قلبت شکسته ام؟

یه fبود قلبم شکست ولی قلبش نشکستم چون نمیتونستم بشکنم؟ههههههههه

ان شاءالله دفعه بعد که نظر گذاشتی اسمت رو بنویس تا حداقل بدونم کی هستی و جریان چیه؟


تو بگو کی هستی و من کی رو دوست دارم؟

دوست داشتن مثل بقیه چیزا افسانه شد.

هر چی هم که از دهنت در اومد بهم گفتی دستت درد نکنه.

راستی چه جوری دلت شکستم؟

میخوای انتقام چی از من بگیری؟


عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گرد بد تو برو خود را باش

عاقبت آن درود عاقبت کار که کشت

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 0:31  توسط یاشار  | 

اینم یه اپ اختصاصی

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.


          میلاد امیرالمؤمنین علی علیه السلام و روز پدر بر همه شما مبارکباد.

بیایید  نه فقط امروز بلکه همیشه قدر دان پدران باشیم ..مبادا که فردا خیلی دیر باشد


میدونم همه دوستام هنوز پدر نشدن ولی مطمئنم که همشون مرد هستند


سرچشمه عشق با علی آمده است

 

گل کرده بهشت تا علی آمده است

 

شد کعبه حرمخانه میلاد علی

 

کز کعبه صدای یا علی آمده است

***************************

هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست:
که یک نفر احساست رو بفهمه بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی             


به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز تو را تشخیص دهد

اندوه پنهان شده در لبخندت را،

عشق نهان در عصبانیتت را ،
...
و معنای حقیقی سکوتت را….


ای کاش قانون همه ی دوستی ها این بود :
یا رفاقت تعطیل یا جدایی هرگز . . .



خداوندا : براي همسايه كه نان مرا ربود، نان !! براي عزيزاني كه قلب مرا شكستند، مهرباني !! براي كساني كه روح مرا آزردند، بخشش !! و براي خويشتن خويش ، آگاهي و عشق مي طلبم



+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 21:9  توسط یاشار  | 

تولد

سلــــــــــــــــــــــــــام


تولـــــــــــــــد تولـــــــــــــــد    تولـــــــــــــــد 

شبنم  جون

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير

 زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدامروز با شکوهترین روز هست روزی که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدبه زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیباییتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتولدت مبارکتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netچه لطيف است حس آغازي دوباره ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netچه زيباست رسيدن دوباره تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبه روز زيباي آغاز نفس كشيدن ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netو چه اندازه عجيب است ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروز ابتداي بودن ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netوچه اندازه شيرين است امروز ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروز ميلاد تو ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروز تو ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netروزي كه آمدي ... تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


دست دست حالا همه با هم


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد



تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



همه باید برقصن


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net




تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

حالا نوبت فوت کردن شمعِ


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net




تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخکتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netمیگن کهنه نمی شه تولدت مبارکتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتو این روز طلایی تو اومدی به دنیاتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netو جود پاکت اومد تو جمع خلوت ماتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روزتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netاز آسمون فرستاد خدا یه ماه زیباتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netیه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشنتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netیکی به نیت تو یکی از طرف منتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netالهی که هزارسال همین جشنو بگیریمتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبه خاطر و جودت به افتخار بودنتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتیتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبا یه گریه‌ی ساده به دنیا بله گفتیتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netببین تو اسمونا پر از نور و پرندستصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتو قلبا پر عشقه، رو لبا پر خندستصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتا تو هستی و چشمات بهونه‌است واسه خوندنتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netهمین شعر و ترانه تو دنیای ما زنده‌استتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netواسه تولد تو باید دنیا رو آوردتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netستاره رو سرت ریخت، تو رو تا اسمون بردتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتولدت عزیزم پراز ستاره بارونتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netپر از باد کنک و شوق، پر از اینه و شمعدونتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netالهی که همیشه واسه تبریک امروزتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبیان یه عالم عاشق، بیاد هزار تا مهمونتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 0:1  توسط یاشار  | 

حرفه و فن

سلام بر دوستان

امروز یه خاطر از کلاس اقای اسدپور بگم،کلاس اول راهنمایی بودیم امتحان

داشتیم به اقای اسدپور گفتیم بریم بیرون بخونیم با هزار دنگ و فنگ قبول

کرد وقتی اومدیم بیرون برای خوندن یه چند دقیقه ای خوندیم بعدش شروع

کردیم به اذیت کردن هم دیگه.اقای اسدپور عصبانی شد اومد پیش من که

اخر بودم و اون موقع درسخون باهام حرف زد خواست بهش بگم که کی

اذیت میکنه ولی ز زخیال باطل.بهش نگفتم برگشت بره جلو بچه ها شروع

کردم پشت سرش رقیصدن یهو برگشت منم اومدم رو زمین خودکارم

بردارم که قبلا از عمد انداخته بودم.بهم گفت چه میکنی؟گفته مگه

نمیبینی میخوام خودکارم بردارم گفت ها که یکی از بچه ها زد زیر......

فلانی پشت سرت میرقصید و.....

اونم شروع کرد با یه لوله خشک منو زدن طوری زد که شلوار لی تنگی که

پام بود پاره شد.دیگه داستان ما اینجا شروع شذ با اقای اسدپور که بقیش

اینجا جاش نیست بنویسم ولی شاید نوشتم به صورت رمز دار و رمزش به بعضیا دادم.


بای

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 1:42  توسط یاشار  | 

حسنک کجایی که یادت بخیر

سلام به دوستان بی وفا به جز حاجی و تنها که همیشه هستند


گاو ما ما می کرد

گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد


و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

تنها ادرس یادت نره

بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 1:45  توسط یاشار  | 

مسابقه

سلام به دوستان عزیز

چه خبرا؟

آخی امتحانات داره شروع میشه؟

خب بریم سر اصل مطلب:

امروز یه مسابقه میخوام بزارم

شماها خاطره بگید به بهترین خاطره جایزه داده میشه؟؟؟

خووووووووووب بید؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 14:10  توسط یاشار  | 

.........................

سلام به دوستان محترم

حالتون خوبه؟

چه خبر؟

چه میکنین؟

خب دیگه حال و احوال بسه بریم سر اصل مطلب

آقایون و خانوما بهترین معلمی که تا حالا داشتین رو انتخاب کنید؟

قضیه از این قراره که ما میخوایم یه جریان راه بندازیم،که بعد به اطلاع

شما خواهد رسید.

فعلا کاری باری؟

امری لمری؟

شکسته ی مخلوطی؟؟؟؟؟

یا علــــــــی

بای


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 11:3  توسط یاشار  | 

پنج شنبه ها

سلااااااااام دوستای خوشمل خودم بالاخره بعد ی مدت دوباره

اومدم و با ی آپ طولانی امیدوارم خوشتون بیاد  نظر یاااااادت نره



خواستگاری, جی اف, پسر بودن, طنز پسرانه, پسر بودن یعنی

پنج شنبه ها
نایت اسکین

پنج شنبه ها هميشه بيكار بوديم زنگ اول ورزش زنگ دوم قران زنگ سوم اموزش دفاعي

نميدونم اسم كتابش چي بود همون (ش-م-ر-شوش مولوي راه اهن (اخراجي ها))مدير مدرسه

قبلش به تمام بچه ها گفته بود كه پنج شنبه صبح صبحانه نخوريد چونكه مدرسه ميخواد به

همه آش بده اون روز بعد از دعاي صبحگاهي وقتي رفتيم سر كلاس خيلي مرتب بين همه

كلاس يه كاسه آش و يه تكه نون پخش كردن همه مون تمام صندلي ها رو گرد كرديم تا دور

هم آش بخوريم تكه اولو كه زديم نگين خانم شروع كرد به جك گفتن در مورد آب بيني و اين

جور چيزا همه حالمون بد شده بود هم به خاطر جكاش هم به خاطر رنگ آشه كه سبز بود

هميشه كارش بود هر وقت مدرسه اش ميداد شروع ميكرد از اين جور جكا تعريف كردن

خودش اشش رو با نهايت كيف ميخوردو حال ما رو بد ميكرد كجا بوديم اها تا ما اومديم

تكه اولو بذاريم دهنمون شروع كرد

بچه ها يه روز يه خانمه توي هواپيما بوده ميخواسته آب دهنشو خالي كنه از مهمون دار

هواپيما ميپرسه كجا ميتونم اب دهنمو خالي كنم ميگه توي دستشويي يه سطل قرمز هست

ميره اونجا ميبينه سطله پره اب بينيه لب تا لب ميگه يعني حالا چكار كنم ؟

ميدونيد بچه ها چكار كرد ؟ اه نگين بسه ديگه داريم خير سرمون صبحونه ميخوريما بسه

نه بچه ها بايد تا اخرشو بگم سطل رو بر ميداره سر ميكشه بعدش تف خودشو ميندازه تو

سطل ....ما هم كه اولين بارمون بود اين جكو شنيده بوديم همه رفتيم پس خنده حالمون هم

بد شده بود همه آشا رو روي صندلي ول كرديم اومديم بيرون نگين هم ميخنديد بياين بچه ها

تو رو خدا بدون شما كه صفا نداره بياين (البته ببخشيد من اين حرفا رو زدم ) ما هم گولشو

خورديم و دوباره برگشتيم سر جامون كه دوباره شروع كرد :

به به بچه ها ببينيد چه رنگي داره شما رو ياد چي ميندازه ...اگه گفتين ...بگم ... سبز ...

چمن ...اين فسفراي تو مغزتون...ديگه ...م...م ... همه يه لحظه گوشامون رو گرفتيم كه

نگين با داد و فرياد حرفشو زد آشا رو ديگه واقعا ول كرديم رفتيم تو حياط معلم ورزش

هم اومد اون روز ميخواست تست بگيره هر كسي بايد سيو پنج تا دراز نشت ميزد همه سي

و پنج تاشون رو زدن كه نوبت به من رسيد به چندتا از بچه ها گفتم بياين دور خانم ورزش

و شلوغ كنين تا مريم تند تند برام بشماره بچه ها اومدن دور خانم ورزش كه نقشه رو عملي

كنن شروع كردن به سوالايي در مورد شنا و ... منم تند تند ميزدم مريم هم ميشمرد يك -

چهار - هفت- سيزده- شانزده - ...بيست -سي و پنج -من هفت تا دراز زدم مريم به سي و پنج

تا ختمش كرد همه بچه ها هم ميخنديدن مريم به خانم گفت خانم نازنین همشو زد معلم هم كه

خبر نداشت آفرين نازنین چقدر هم كه زود زدي آفرين... از اين شگرد من خيلي ها استفاده كردن

ونمره ميان ترم ورزششون رو بيست شدن.

خب اون زنگ هم گذشت ديگه نوبتي هم باشه نوبت زنگ دوم بود قران ...اون روز قرار بود

قران رو توي گروههاي سه نفري با صوت بخونيم . من نميدونم اين معلماي قران چرا به بچه

ها گير ميدن كه بايد قرانو با صوت بخونين مگه ما صوت خون عمه مونيم هي گير ميدين نه

خونديم نه استعدادشو داريم پس گير به اين بچه هاي بدبخت ندين اون روز من و مينا و نگين

توي يه گروه بوديم نگين اولين نفر بود و وقتي با صوت شروع كرد به خوندن من و مينا از

خنده بي صدا صورتمون سرخ شده بود ...نوبت من كه رسيد اين صدا ميپيچيد كلي ميخنديدم

ههههه نه خانم صبر كنين از اول خلاصه باصوت و خنده ميخوندم كه خانم قرانه اعصابش

خورد شد پاشو ببينم تو نخونده ديگه بيستي ...خانم تورو خدا يه فرصت بدين...معلم هم با اخم

گفت نه همه فرصتات تمومه ديگه واسه جلسه اينده دوباره بايد برام بخوني ...

اون قران هم افتاد واسه جلسه بعد سر زنگ- ش م ر- هم يه خرابكاري ديگه كرديم :

واي باورتون نميشه عين همين فيلم اخراجي ها بوديم سر اين زنگ معلم ميخواست به چپ چپ

و به راست راست و يادمون بده هر كدوممون از يه بري ميرفتيم اون زنگ هم خيلي خنديديم

الان دارم به اين فكر ميكنم اي كاش ميشد زمان به همون موقع بر ميگشت چقدر خوب بود و

قدرشو ندونستم  

دوستای گلم اسم ها مستعار هس واقعی نیس رو کسی شک نشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:0  توسط یاشار  | 

کلاس اقای محبی /دوست

سلام

کلاس اول دبیرستان بودیم سر کلاس آقای محبی که معلم مطالعات بود بودیم،

آقای محبی از بچه ها سوال میکرد اگه رییس جمهور بشید چکار میکنید؟

اون موقع تازه کارت سوخت اومده بود و موتورهای دودزا را جمع میکردن

از یکی از بچه ها پرسید تو رییس جمهور بودی چه میکردی؟

چون اون علاقه به موتور جوانان داشت گفت:من اگه رییس جمهور میشدم

برای همه ی موتورهای جوانان کارت سوخت میزاشتم و نمیزاشتم

راهنمایی رانندگی موتورهای جوانان بگیره                  

امروز یاده یکی از دوستای قدیمی و همکلاسی افتادم که چندماه قبل

تصادف کرد حالش بد هست،او درسخون نبود،هر وقت درس نمیخوند یه

بهونه میاورد،یه روز یکی معلما ازش درس سوال کرد بلد نبود،معلم بهم

گفت برو به اقای رسته خاک بگو بیاد منم رفتم بهش گفتم وقتی اومد

میخواست اونو تنبیه کنه،رفیقمون گفت:آقای رسته خاک این دفعه شیطون

رفت تو جلدم،ما که خوب،معلم که هیچ،آقای رسته خاک هم گل خورده

بود به خنده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 11:9  توسط یاشار  | 

هـــــــــی

یادش بخیر،

که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم میشد

و

یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو

هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد

گریه ام می گیره.

****************************

یادش بخیر،

تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.


****************************
یادش بخیر،
وقتی با یکی تو مدرسه دعوامون میشد
میگفتیم اگه مردی زنگ آخر بیا پشت
مدرسه.
************************
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 4:27  توسط یاشار  | 

یادش بخیر

سلام دوستان عزیز/این آپ بدون دعوت هست که ببینیم کی میاد کی نمیاد.حقیقتش از نظر خودم بهترین اپی هست که تا حالا کردم  یه اپ بسیار طولانی و پرخاطره/محال هست کسی این اپ رو ببینه و خاطرات تلخ و شیرین یادش نیاد،دوست دارم اولین چیزی که یادتون میاد تو نظرات بگین

بسلامتی اونکه ما یادش کنیم یا نکنیم به یادمون هست...........

کاش اولین روز دبستان بازگردد
کودکی ها شاد وخندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند

کاش اولین روز دبستان بازگردد
کودکی ها شاد وخندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند اموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند اموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش


يادش بخير

کاش برگردند یک بار دگر ان روز ها 
روزهای با خوشی ها اشنا یادش به خیر ...

..........................................یادش .........................................
...............یادش ............................یادش ...........................
....بخیر............................................بخیر...........
............... یادش .................................
................ بخیر......................
...........................
..................یادش ....
....بخیر..........
.......
....
..
.

یادش بخیر، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم

یادش بخیر، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه

میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم

یادش بخیر، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون  کجاست،

اونا یه درس از ما عقب تر باشن

یادش بخیر زنگ اخر کتابامون رو دست میگرفتیم تا وقتی زنگ خورد اولین کسی باشیم که میریم بیرون

مدرسه  : زندان آلكاتراس


زنگ مدرسه :  حمله آپاچي ها


معلمان مدرسه : جنگجويان كوهستان


رفتن به پاي تخته سياه : عمليات كركوك


بـيرون از مـدرسه : خارج از محدوده ۱۸قـدم


نگاه دانش آموز به معلم : مي خواهم زنده بمانم


 گرفتن تقلب ازدانش آموز: بازي ديگر تمام شد


تعطيلات مدرسه : روزهاي خوش زندگي


گرفتن نمره  : ۲۰ يك بار براي هميشه


 امتحانات شهريور : شانس زندگي


اخراج ازمد رسه : مهاجرت


  تقلب : چشم هايم براي تو


كارنامه :آن سوي آتش


 مبصر : افعي


 زنگ زيست :راز بقا


دفتر مدرسه : منطقه ممنوعه


پنج شنبه : خانه دوسـت كجاست


بردن كـارنامه به خانه : خانه در آتش


كارنـامه تـجديدى : سالهاي دور از خانه


 كيف مدرسه : مجـموعه اي براى نامه


  مـستخد م مـدرسه : سوهـان روحـم


 جـلسه دبـيـران توطعه اي ديگر


 انجمن مدرسه : ارتش سرى


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 3:40  توسط یاشار  | 

توش موندم چندساله

سلام علیکم علی اهل وطن/از تو خونمون دارم میگم سخن

اومدم بنویسم خاطره یادم نیومد،رفتم این بر و اون بر برگشتم تو وب خودمون یهو چشمم خورد به آپ شبنم

گفتم:هوووووووووووو،این دیگه چیه؟ســـــــــــرود،آها من در مورد سرود بنویسم

با اجازتون راهنمایی بودیم بسیجـــــــــی هــــــــم بودیــــــم جشنواره سرود نغمه عشق شرکت کردیم.

چندجا برای مسابقه رفتیم این اولش که باید بگی مثلا گروه سرود فلان جا

تقدیم میکند یه دفه به من گفتن بگو گفتم باشه،نوار گذاشتن اهنگ یه کم

زد یه حدود30ثانیه اولش وقتی اهنگ میزد قطع میشد

 همین که اهنگ قطع شد من شروع کردم گفتم:درن درن درن دررررن

به نام خدا گروه سرود مدرسه ی شهید نوروزی تقدیم میدارد، اون موقع 

یه فیلم نشون میداد با لهجه افغانی حرف میزد میگفت:سلا خوبی چطوری

در سلامت کامل به سر میبری هوووووو،اقا منم معرفی خودمون با لهجه

افغانی کردم،اقا گروه سرودمون که پکید از خنده هیچ،حضار محترم هم رو

صندلی گل خورده بودن خنده،بعد از چند دقیقه دوباره اجرا کردیم.

قضایاش که رفتیم مدرسه شبانه روزی و موتور معلم و.......قبلا گفتم حالا دیگه وللش،

براتون بگم تو مسابقات سرود ما اول شدیم.

رسم بر اینه که کسی که تو مسابقات برنده بشه اونا برن مسابقه

بالاتر،خب ما اول شدیم یه لوح تقدیر بهمون دادن حالا متنش مینویسم

براتون :  

بالا سمت راست ارم الله هس/میایم وسط ارم بسیج دانش اموزیه/میریم دس چپ ارم نیرو مقاومته

شماره:962/18 

تاریخ:30/1/85

لوح تقدیر

(فرزند هنر باش نه فرزند پدر       فرزند هنر زنده کند نام پدر)

برادر/خواهر دانش آموز بسیجی:جناب آقای نقطه چین

سلام علیکم

تلاش مخلصانه و بسیجی شما در برنامه های فرهنگی و هنری دانش اموزی

بحق الگوی تمام عیار برای همه بسیجیان این خطه از سرزمین اسلام است.

رک عمیق و صحیح جنابعالی در منویات مقام معظم رهبری و اجرای برنامه های جذاب

امیدواری دوستان و ناامیدی دشمنان انقلاب را فراهم ساخته است.اکنون که توانستید

با تلاش کوشش خود مقام اول جشنواره سرود نغمه عشق را

در مرحله ی شهرستان بدست اورید این تقدیرنامه به پاس یاد بود به شما تقدیم میگردد.

امید است که با عنایت خداوند سبحان در تمام مراحل زندگی موفق موید باشید.

والسلام

ای بغلو امضا سرهنگ دوم پاسدار                                                  اینجوامضاریس اموزش پرورش

غلامحسن امانت

شعبان عزیزی هس

اقا هر کاری کنی فرزند پدری؟اگه پدر هنرمندی داشته باشی میشی

فرزند پدر هنرمند،براتون بگم هنر نمیتونه تولید مثل کنه

اقا ما شاد و خوشحال گفتیم یه شیرازی زدیم تو رگ بریم بگیم و بخندیم

یه شب بود و خاموشی/نوری نمیتابید بخونیم با یاری الله برگردیم،

امروز شد،فردا شد،پس فردا،یه هفته خبری نشد،

یهو خبر رسید زیراب رفته شیراز جای ما

من فقط توش موندم چـــــرا اونا رفتن؟

نمیدونم چیطو شد که ایطو شد؟

قضیشو گاز بید؟

جریانشون نفت؟

جریانشون تی پریز بید؟

بچه های گروه ما خیلی باحال بودن شاید بخاطر مسائل امنیتی ما رو نبردن،اخه با اون بچه ها خطر تخریب همه جور چیز بود،

حالا شما بگین قضیش چه بوده ما اول شدیم کسی دیگه جای ما رفته؟؟



+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 1:36  توسط یاشار  | 

شبنم گلم

این پست یادگاری است،نظر نداد ی بیرون مرو

مرو ای ذوست مرو ای دوست مرو از دست من ای دوست

عاقبت از دوری تو

سردی شبنم را با تمام وجود احساس می کنم


رویش بی ساقه گل را


در پرتو خورشید جستجو می کنم


عاقبت بیاد گلهای عاشق


هر صبح و شام دعا خواهم کرد


در پی نشونی از تو ای غریبه آشنا


با نسیم بهاری همراه خواهم شد


تا تو را همچون نگینی بر روی موج دریا


با خود به ساحلی امن و زیبا برم


تو ای محبوب من


ای  امید شیرین روزهای پر امید من


تو را در خلوتگاه یاس سپید


در پس شبوهای سفید


همچون گوهری نایاب درکنج ذهن پنهان خواهم کرد


تا از گزند نامحرمان در امان باشی


تو را ای بهترین


همچون صدفی از پاکی


در صندوقچه قلبم پنهان خواهم  کرد


و تو برای همیشه برایم می مانی

آری او خواهد ماند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 1:25  توسط یاشار  | 

اردوشیراز

کلاس سوم بیدیم رفتیم شیراز تو خوابگاه نرجس بری سرود جشنواره رفته بیدیم 17نفر بیدیم

با3تا معلما اول از اینجا اداره اموزش وپرورش ا ما با مینی بوس برد شیراز (فک نکنین مینی

بوس جدیدا همو قدیمیا)که میرن داراب حالا آقا ما رفتیم رسیدیم خوابگاه نرجس ساعت10اجرا

داشتیم وقتی رفتیم اماده بشیم مدیرمو گفت باید لباس محلی برکنین (همو قمبلی خودمو)مشتی

بدبخت قمبلی کردن برمو رفتیم محل اجرا آقا چشت روز بد نبینه وقتی وارد سالن شدیم همه

نگاه مو میکردن مث بدبخت ها گناه داشتیم  همه تیپ زده بیدن ماهم مث  سیل زدگان پاکستان

رفتیم اقد خندیدیم که نگو نشسیم کیک واب میوه دادن خوردیم وقتی 4-5تا مدرسه خوند نوبه

ما شد مارفتیم بالا اول نوارو میپیچید کنفت شدیم بعد شروع که کردیم ی جاش باید صبر

میکردیم اهنگ میزد یکی بچه ها همی طو موشکی خوندو رفت همه میخندیدن ماهم زدیم زیر

خنده اومدیم پایین ولی خدایی خوب بید وقتی برگشتیم خوابگاه ا مدیرمو گفتیم باید برمو فالوده

شیراز بخری گفت بری خیلی قشنگ خوندین براتو دوتا میخرم بردمو پارک مث بدبخت ها ی

ساندویچی خردیم دیگم شندنمو تی می نی بوس اوردنمو به حاجی اباد گلابی امیدوارم خوشتون

اومده باشه


نــــــــــــــــــــــــــــــظر یادتون نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 16:12  توسط یاشار  |